سئو برای سایت‌های چندزبانه

سئو برای سایت چندزبانه

فهرست مطالب

تصور کن صاحب یک وب‌سایتی هستی که محتوایش را به چند زبان منتشر کرده‌ای؛ مثلاً هم به فارسی و هم انگلیسی. احتمالاً اولین سؤالی که برایت پیش می‌آید این است که چطور می‌توان سئو برای سایت‌های چندزبانه را به‌درستی انجام داد؟ شاید دیده باشی که صفحات انگلیسی‌ات به خوبی صفحات فارسی در نتایج گوگل ظاهر نمی‌شوند یا کاربران بین‌المللی کمتری سایتت را پیدا می‌کنند. این یک چالش رایج برای مدیران سایت‌های چندزبانه است. راه‌حل چیست؟ باید اصول سئوی چندزبانه را دقیق و درست پیاده‌سازی کنی.

من سینا رنجبر، موسس سایت گلدن‌رشد و متخصص سئو هستم. در این مقاله می‌خواهم تمام فوت‌وفن‌های بهینه‌سازی وب‌سایت‌های چندزبانه را به زبان ساده اما تخصصی با تو در میان بگذارم. از تعریف و اهمیت سئو چندزبانه شروع می‌کنیم و تا جزئی‌ترین نکات فنی مثل تگ‌های hreflang پیش می‌رویم. هدف این است که پس از مطالعه‌ی این راهنما، بتوانی وب‌سایت چندزبانه‌ات را طوری بهینه کنی که در هر زبان بهترین رتبه‌ها را کسب کند و کاربران هر کشور به‌راحتی به محتوای مخصوص خودشان دسترسی داشته باشند.

 

سئو برای سایت‌های چندزبانه چیست و چرا مهم است؟

به زبان ساده، سئو چندزبانه یعنی بهینه‌سازی سایت به‌گونه‌ای که محتوای آن در موتورهای جستجو برای مخاطبان در زبان‌ها و کشورهای مختلف قابل مشاهده و مرتبط باشد. وقتی وب‌سایت تو به بیش از یک زبان محتوا ارائه می‌دهد، باید مطمئن شوی که هر کاربر نسخه‌ی مناسب به زبان خودش را در نتایج جستجو می‌بیند. در غیر این صورت ممکن است کاربری که به فارسی جستجو می‌کند، به‌اشتباه وارد صفحه انگلیسی سایتت شود یا برعکس. این هم برای تجربه کاربری نامناسب است و هم می‌تواند بر سئوی سایت تأثیر منفی بگذارد.

سئوی چندزبانه بخش مهمی از سئوی بین‌المللی محسوب می‌شود. در حقیقت اگر کسب‌وکار تو مشتریانی فراتر از یک کشور یا یک زبان دارد، بهینه‌سازی چندزبانه سایت برای موفقیت آنلاین‌ات ضروری است. طبق مستندات رسمی گوگل، اگر سایت‌ شما برای کاربران به زبان‌ها یا مناطق مختلف محتوا ارائه می‌کند، باید حتماً به گوگل نشان دهید که نسخه‌های جایگزین هر صفحه برای زبان‌ها/کشورهای دیگر وجود دارد. این کار به گوگل کمک می‌کند که مناسب‌ترین نسخه را به هر جستجوکننده نمایش دهد. به بیان ساده، با رعایت اصول سئوی چندزبانه می‌توانی مطمئن شوی که محتوای شما به دست مخاطب درست (درست از نظر زبان و محل جغرافیایی) برسد.

اما اگر این اصول را نادیده بگیری چه می‌شود؟ احتمالاً بخش زیادی از مخاطبان بالقوه را از دست می‌دهی. برای مثال، تصور کن یک مقاله عالی به زبان انگلیسی در سایتت داری، ولی چون سایتت برای سئوی چندزبانه بهینه نشده، کاربرانی که به دنبال همین مطلب به زبان انگلیسی هستند هرگز آن را در گوگل پیدا نمی‌کنند. یا برعکس، گوگل ممکن است صفحه انگلیسی تو را به کاربر فارسی‌زبان نشان دهد و او به محض ورود سایت را ترک کند. بنابراین اهمیت سئو برای سایت‌های چندزبانه در افزایش دسترسی مخاطبان جهانی، بهبود تجربه کاربری و نهایتاً رشد ترافیک ارگانیک سایت تو خلاصه می‌شود.

 

سئو برای سایت‌های چندزبانه چیست و چرا مهم است؟

 

تحقیق کلمات کلیدی در زبان‌های مختلف

یکی از اولین گام‌ها در سئوی هر سایت، تحقیق کلمات کلیدی است. این موضوع در سایت‌های چندزبانه پیچیده‌تر می‌شود زیرا هر زبان دنیای منحصر‌به‌فرد خود را دارد. اشتباه رایج این است که فکر کنیم می‌توانیم لیست کلمات کلیدی زبان اصلی سایت را به‌سادگی ترجمه کنیم و به همان نتایج برسیم. در حالی که در عمل، عادت‌های جستجو و عبارات پرتکرار در هر زبان ممکن است کاملاً متفاوت باشند. پس باید برای هر زبان به طور جداگانه تحقیق کلمات کلیدی انجام دهیم.

شناسایی زبان‌ها و بازارهای هدف

پیش از هر چیز مشخص کن کدام زبان‌ها یا کشورها برای کسب‌وکار تو اولویت دارند. گاهی اوقات ترافیک بین‌المللی فعلی سایت یا بررسی بازارهای جدید نشان می‌دهد باید روی چه زبان‌هایی سرمایه‌گذاری کنی. ابزارهایی مثل Google Market Finder یا خود Google Analytics می‌توانند نشان دهند کاربران از کدام کشورها بیشتر به سایتت سر می‌زنند یا پتانسیل جذب مخاطب در چه زبان‌هایی بالاتر است. همچنین نگاهی به رقبای بین‌المللی بینداز؛ ببین آنها روی چه زبان‌ها و کشورهایی متمرکز شده‌اند. با این کار متوجه می‌شوی فرصت‌های بزرگ در کجا منتظر تو هستند. پس از مشخص کردن بازارهای هدف، می‌توانی تمرکز تحقیقات‌ات را روی همان‌ها قرار دهی.

تحلیل ترندها و عبارات محلی

حالا که زبان یا بازار هدف را انتخاب کردی، وقت آن است که عمیق‌تر وارد دنیای همان زبان شوی. در هر زبان از دید یک کاربر محلی تحقیق کن. برای این کار می‌توانی از ابزارهای تحقیق کلمه کلیدی که داده‌های کشورها و زبان‌های مختلف را دارند استفاده کنی (مثلاً ابزار Semrush یا Ahrefs قابلیت انتخاب کشور دارند). حتی می‌توانی با یک فرد بومی آن زبان مشورت کنی؛ کسی که فرهنگ و اصطلاحات رایج را می‌شناسد. این کار کمک می‌کند کلمات و عباراتی را پیدا کنی که شاید ترجمه مستقیم کلمات زبان دیگر نباشند, اما کاربران واقعاً همان‌ها را جستجو می‌کنند.

برای مثال، ممکن است معادل یک عبارت در زبان اسپانیایی کاملاً متفاوت از انگلیسی باشد یا ترتیب کلمات محبوب در جستجو فرق کند. همچنین از ابزارهایی مثل Google Trends غافل نشو. گوگل ترندز می‌تواند نشان دهد که علاقه نسبی کاربران به یک عبارت در مناطق مختلف چقدر است و حتی می‌توانی دو کلمه مشابه را مقایسه کنی تا ببینی کدام در آن زبان استفاده بیشتری دارد. به طور خلاصه، تحقیق کلمات کلیدی در سئو چندزبانه یعنی یاد بگیری مردم هر زبان دقیقاً از چه واژه‌ها و عباراتی برای جستجو استفاده می‌کنند و همان‌ها را هدف قرار دهی، نه اینکه صرفاً کلمات زبان مبدأ را ترجمه کنی.

 

ساختار وب‌سایت چندزبانه (دامنه، زیردامنه یا زیرپوشه؟)

 

ساختار وب‌سایت چندزبانه (دامنه، زیردامنه یا زیرپوشه؟)

پس از انتخاب زبان‌های هدف, گام مهم بعدی تعیین ساختار سایت برای نسخه‌های مختلف زبانی است. این تصمیم تأثیر زیادی بر سئو دارد, چون مستقیماً روی نحوه‌ی درک سایت توسط گوگل و کاربران اثر می‌گذارد. به طور کلی سه روش اصلی برای ساختار‌دهی سایت‌های چندزبانه وجود دارد: استفاده از دامنه‌های مجزا برای هر زبان, استفاده از زیردامنه‌ها, یا استفاده از زیرپوشه‌ها (زیردایرکتوری) در یک دامنه واحد. هر کدام مزایا و معایب خودشان را دارند.

نکته‌ی مهم این است که نباید برای نسخه‌های زبان مختلف از URL یکسان با تغییر محتوای داینامیک استفاده کنی. مثلاً اینکه همان آدرس صفحه را با توجه به IP کاربر یا تنظیمات مرورگرش به زبان دیگر نمایش دهی (بدون تغییر آدرس) ایده‌ی خوبی نیست؛ چون گوگل در چنین حالتی متوجه نسخه‌های مختلف نخواهد شد و فقط یک نسخه را ایندکس می‌کند. حتماً برای هر زبان آدرس (URL) منحصربه‌فرد داشته باش. در ادامه هر سه روش متداول را بررسی می‌کنیم:

 

دامنه‌های کشوری جداگانه (ccTLD)

در این روش برای هر کشور یا زبان یک دامنه‌ی مستقل در نظر می‌گیری. به عنوان مثال، نسخه فارسی سایت روی example.ir و نسخه انگلیسی روی example.com و نسخه ترکی روی example.tr قرار می‌گیرد. این دامنه‌های اختصاصی کشور را ccTLD می‌نامند (مخفف country-code top-level domain).

مزایا:

  • با این کار، به گوگل و کاربران سیگنال بسیار واضحی می‌دهی که محتوای هر دامنه مخصوص یک کشور یا زبان خاص است. مثلاً دامنه .ir نشان می‌دهد سایت برای ایران (زبان فارسی) است و .fr برای فرانسه. بنابراین هدف‌گیری جغرافیایی خیلی دقیق انجام می‌شود.

  • کاربران محلی معمولاً به دامنه کشور خودشان اعتماد بیشتری دارند؛ مثلاً کاربران ایرانی با دیدن دامنه .ir احساس آشنایی بیشتری می‌کنند.

معایب:

  • راه‌اندازی و مدیریت چندین دامنه جداگانه هزینه‌بر و پیچیده است. باید برای هر دامنه جداگانه هاست، گواهی SSL، تنظیمات فنی و … داشته باشی.

  • از نظر سئو، هر دامنه به صورت یک وب‌سایت مستقل تلقی می‌شود. یعنی اعتبار و بک‌لینک‌ها بین دامنه‌ها تقسیم می‌شود و باید برای هر کدام جداگانه اعتبار بسازی. ممکن است یک دامنه‌ات قوی‌تر شود و دیگری ضعیف‌تر بماند.

  • برای هر دامنه باید استراتژی سئوی جداگانه و گاهاً تیم جداگانه داشته باشی که می‌تواند منابع زیادی را مصرف کند.

 

زیردامنه‌های مخصوص هر زبان

در این روش به جای خرید دامنه جدید، از زیردامنه‌های سایت فعلی استفاده می‌کنی. مثلاً محتوای انگلیسی روی en.example.com و محتوای عربی روی ar.example.com قرار می‌گیرد. زیردامنه از دید کاربران بخشی از سایت اصلی است اما با پیشوند مشخص می‌شود.

مزایا:

  • راه‌اندازی زیردامنه معمولاً ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر از دامنه جدید است، چون همچنان زیر چتر دامنه اصلی قرار داری.

  • می‌توانی برای هر زیردامنه تنظیمات سرور متفاوت یا حتی میزبان جداگانه داشته باشی (مثلاً سرور نزدیک‌تر به کاربران آن زبان)، بدون اینکه دامنه اصلی تحت تأثیر قرار گیرد.

  • جداسازی محتوا از طریق زیردامنه می‌تواند مدیریت آن را (در برخی موارد) منعطف‌تر کند، مثلاً اگر تیم‌های جداگانه روی زبان‌های مختلف کار می‌کنند.

معایب:

  • از نظر گوگل، زیردامنه‌ها تا حدی استقلال دارند. یعنی گوگل ممکن است زیردامنه en.example.com را یک سایت جدا بداند. در نتیجه اعتبار دامنه به شکل کامل میان زیردامنه‌ها به اشتراک گذاشته نمی‌شود و باید برای هر زیردامنه هم کار سئو انجام داد.

  • کاربران عادی شاید متوجه تفاوت زیردامنه نشوند و حضور در زیردامنه حس کاملاً یکسانی با سایت اصلی به آنها ندهد (برخلاف دامنه کشوری که کاملاً مشخص است محلی است).

  • مدیریت فنی زیردامنه‌ها (مانند گرفتن SSL برای هر کدام، تنظیم DNS و…) نیاز به پیکربندی جداگانه دارد که البته نسبت به چند دامنه مجزا هنوز ساده‌تر است.

 

زیرپوشه‌های مخصوص هر زبان

ساده‌ترین راه، استفاده از زیرپوشه (Subdirectory) برای زبان‌ها در یک دامنه واحد است. در این حالت، همه نسخه‌های زبانی روی همان دامنه اصلی میزبانی می‌شوند اما هر زبان در پوشه خودش قرار می‌گیرد. مثلاً example.com/fa/ برای فارسی و example.com/en/ برای انگلیسی.

مزایا:

  • از منظر سئو، تمام قدرت دامنه بین همه زبان‌ها مشترک است. یعنی هر بک‌لینکی که به دامنه شما بخورد، به نفع کل سایت (شامل همه زبان‌ها) خواهد بود. در واقع اقتدار دامنه یکجا متمرکز می‌ماند.

  • مدیریت و نگهداری سایت بسیار آسان‌تر است. یک دامنه و یک CMS داری که همه محتواهای چندزبانه را زیرمجموعه خود دارد؛ بنابراین به‌روزرسانی‌ها، تمدید دامنه، SSL و … همه یکجا انجام می‌شود.

  • افزودن زبان جدید بسیار راحت است؛ کافی است یک پوشه جدید بسازی. نیازی به راه‌اندازی سایت کاملاً جدید یا تنظیمات پیچیده DNS نیست.

معایب:

  • سیگنال جغرافیایی به وضوح حالت دامنه مجزا نیست. مثلاً example.com/fr/ به اندازه example.fr صراحت ندارد که مخصوص مخاطبان فرانسه است (هرچند می‌توان از طریق ابزارهای گوگل این را تا حدی جبران کرد).

  • برخی کاربران ممکن است دامنه محلی را ترجیح دهند و زیرپوشه برایشان به اندازه دامنه کشوری ملموس نباشد.

  • در برخی موارد بسیار محدود، مدیریت سئو پیشرفته ممکن است نیازمند تفکیک کامل باشد که زیرپوشه آن حد از تفکیک را نمی‌دهد (اما این موارد نادر است).

انتخاب ساختار مناسب بستگی به منابع و استراتژی تو دارد. برای بسیاری از وب‌سایت‌ها، استفاده از زیرپوشه‌ها بهترین توازن را بین سادگی و اثربخشی ایجاد می‌کند. چون هم از قدرت دامنه اصلی بهره‌مند می‌شوند و هم پیاده‌سازی‌اش آسان است. اما اگر مثلاً یک برند کاملاً محلی در کشورهای مختلف هستی و می‌خواهی روی هر بازار تمرکز جداگانه‌ای داشته باشی (و منابع کافی هم داری), دامنه‌های کشوری جداگانه می‌تواند گزینه مناسبی باشد. نکته دیگر اینکه ساختار URL در هر روشی باید منظم و استاندارد باشد تا گوگل راحت آن را بفهمد (برای اطلاعات بیشتر درباره اصول ساختار URL می‌توانی مقاله‌ی تأثیر ساختار URL در سئو را در بلاگ گلدن‌رشد بخوانی).

بهینه‌سازی محتوای چندزبانه (ترجمه و بومی‌سازی)

 

بهینه‌سازی محتوای چندزبانه (ترجمه و بومی‌سازی)

حالا به بحث محتوا می‌رسیم؛ جایی که بسیاری از وب‌سایت‌ها اشتباه می‌کنند. فرض کن نسخه فارسی سایتت کلی محتوای عالی دارد که برای مخاطب ایرانی جذاب است. آیا برای نسخه انگلیسی کافیست همه آن مطالب را فقط ترجمه کنی؟ پاسخ منفی است. ترجمه‌ی صرف بدون در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی و زبانی، راه‌حل کاملی نیست. باید یک گام فراتر بروی و به فکر محلی‌سازی (Localization) محتوا باشی.

ترجمه به معنای تبدیل کلمات از یک زبان به زبان دیگر است، در حالی که محلی‌سازی یعنی تطبیق کل محتوا و لحن و جزئیات آن با فرهنگ و ذائقه‌ی مخاطبان هدف. در محلی‌سازی ممکن است لازم باشد مثال‌ها، تصاویر، واحد پول، فرمت تاریخ و حتی برخی بخش‌های محتوا را تغییر دهی تا برای کاربر آن زبان قابل درک و جذاب باشد.

 

تفاوت ترجمه با محلی‌سازی محتوا

برای روشن شدن موضوع، اجازه بده یک مثال بزنم. فرض کن در نسخه انگلیسی سایتت جمله‌ای داری مثل “ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است” (معادل این ضرب‌المثل در انگلیسی وجود ندارد، اما فرض کن باشد). اگر همین جمله را عیناً به یک زبان دیگر برگردانی، احتمال دارد مخاطب آن زبان اصل پیام را دریافت نکند یا حداقل برایش جذاب نباشد. در محلی‌سازی، به جای ترجمه‌ی تحت‌اللفظی این جمله، دنبال معادل فرهنگی آن در زبان مقصد می‌گردیم یا حتی اگر معادلش وجود ندارد، پیام را به شکلی بیان می‌کنیم که برای آن فرهنگ قابل فهم باشد. شاید برای مخاطب خارجی لازم شود مفهوم را واضح‌تر توضیح دهیم یا از ضرب‌المثل دیگری استفاده کنیم.

همین موضوع در مورد واحدهای اندازه‌گیری، ارز و فرمت تاریخ هم صدق می‌کند. مثلاً اگر سایتت یک فروشگاه آنلاین است و قیمت‌ها را به دلار نمایش می‌دهد، در نسخه فارسی بهتر است قیمت‌ها را به تومان یا ریال بنویسی. یا اگر مقاله‌ای داری که در آن به تعطیلات کریسمس اشاره شده، در نسخه فارسی شاید بد نباشد در پاورقی اشاره کنی که کریسمس معادل تعطیلات سال نو میلادی است که زمانی متفاوت با نوروز دارد. این ظرافت‌ها باعث می‌شود مخاطب احساس کند محتوا برای او نوشته شده، نه اینکه فقط از زبان دیگری ترجمه شده است.

 

بهترین روش‌ها برای ترجمه‌ی موثر

 

بهترین روش‌ها برای ترجمه‌ی موثر

حالا که اهمیت محلی‌سازی را متوجه شدیم، بیایید چند نکته عملی را برای ترجمه و بومی‌سازی صحیح مرور کنیم:

  • استفاده از مترجمین متخصص و بومی: سعی کن ترجمه‌ی محتوا را به افراد مسلط به زبان مقصد که با فرهنگ آن هم آشنا هستند بسپاری. یک مترجم حرفه‌ای می‌داند چطور ظرافت‌های زبانی را منتقل کند که متن در زبان دوم طبیعی و جذاب باشد.

  • اتکا نکردن صرف به ترجمه ماشینی: ابزارهای ترجمه‌ی خودکار مثل Google Translate پیشرفت زیادی کرده‌اند، اما هنوز خالی از اشکال نیستند؛ به خصوص در متون تخصصی یا جملاتی که بار احساسی و اصطلاحی دارند. ترجمه ماشینی خام را حتماً بازبینی و ویرایش انسانی کن تا مطمئن شوی معنا درست منتقل شده و جمله‌بندی روان است.

  • توجه به تفاوت‌های فرهنگی: همان‌طور که گفتیم، صرف ترجمه کلمات کافی نیست. محتوایت را از نظر مثال‌ها، تصاویر، مراجع فرهنگی و لحن بیان برای هر جامعه تنظیم کن. مثلاً اگر در محتوای انگلیسی مثال‌هایی از لیگ بسکتبال NBA آورده‌ای، شاید برای مخاطب فارسی بهتر باشد از یک مثال فوتبالی استفاده کنی که آشنایی بیشتری دارد.

  • ترجمه‌ی همه عناصر صفحه: منظور از محتوا فقط بدنه متن نیست. تمام بخش‌های سایت باید ترجمه یا تطبیق داده شوند؛ از منوی ناوبری، دکمه‌ها و پیام‌های خطا گرفته تا تیترها، توضیحات متا و متن جایگزین تصاویر. حتی فرم‌های تماس یا ثبت‌نام را نیز به زبان مقصد برگردان. کاربری که وارد نسخه اسپانیایی سایت می‌شود باید از سربرگ سایت تا پانوشت، همه چیز را اسپانیایی ببیند. (برای آشنایی بیشتر با اهمیت و انواع متا تگ‌ها، می‌توانی مقاله‌ی متا تگ چیست و چه نقشی در سئو دارند را مطالعه کنی.)

  • بازخوانی و آزمون توسط یک بومی: بعد از ترجمه، از یک نفر بومی زبان مقصد بخواه متن را بخواند و نظر دهد. این مرحله‌ی ویراستاری نیتیو کمک می‌کند اشکالاتی که ممکن است از دید مترجم پنهان مانده باشد رفع شوند و مطمئن می‌شوی متن برای یک خواننده واقعی کاملاً قابل فهم و طبیعی است.

  • در نظر گرفتن SEO در ترجمه: یادت باشد اصول سئو را باید در هر زبان به شکل بومی رعایت کنی. یعنی در حین ترجمه، معادل‌های کلمات کلیدی مهم را (که قبلاً تحقیق کردی) در متن بگنجان، عنوان صفحه و توضیحات متا را طوری بنویس که هم جذاب باشد هم کلیدواژه‌ی هدف آن زبان در آن بیاید. فقط مراقب باش به بهانه سئو، متن را از حالت طبیعی خارج نکنی.

با رعایت این نکات، محتوای چندزبانه‌ی تو نه تنها از نظر معنایی دقیق خواهد بود، بلکه برای مخاطب هر زبان جذاب و قابل درک است و در نتیجه شانس موفقیت بیشتری در جلب رضایت کاربر و موتور جستجو دارد.

 

بهینه‌سازی فنی سایت‌های چندزبانه

علاوه بر ساختار سایت و محتوا، یک بخش بسیار مهم دیگر هم وجود دارد: مسائل فنی. تنظیمات فنی درست باعث می‌شود موتورهای جستجو بهتر بتوانند نسخه‌های مختلف سایت تو را پیدا و ایندکس کنند و کاربران را به نسخه صحیح هدایت کنند. در سئوی چندزبانه چند مورد فنی هست که حتماً باید به آن‌ها توجه ویژه داشته باشی:

استفاده از تگ hreflang

مهم‌ترین ابزار فنی در سئوی چندزبانه، تگ hreflang است. این تگ در بخش <head> صفحات یا در نقشه سایت XML قرار می‌گیرد و به گوگل اعلام می‌کند هر صفحه به کدام زبان (و در صورت لزوم کدام کشور) است و نسخه‌های جایگزین آن برای زبان‌های دیگر کدام‌اند. به زبان ساده، hreflang به گوگل می‌گوید: “مثلاً نسخه فارسی این صفحه در آدرس X و نسخه انگلیسی‌اش در آدرس Y قرار دارد.” با این کار، زمانی که کاربر چیزی را به فارسی جستجو می‌کند، گوگل نسخه فارسی صفحه تو را نشان می‌دهد و وقتی کسی همان کوئری را به انگلیسی سرچ کند، نسخه انگلیسی را خواهد دید.

همان‌طور که سایت Moz نیز در راهنمای سئوی بین‌المللی خود اشاره کرده است، استفاده صحیح از hreflang جلوی نمایش نسخه نادرست زبان به کاربران را می‌گیرد و نرخ پرش (Bounce Rate) را کاهش می‌دهد. برای استفاده درست از hreflang حتماً این نکات را رعایت کن:

  • برای هر جفت زبان-کشور که نسخه‌ای از صفحه داری، یک تگ hreflang تعریف کن. مثلاً اگر صفحه‌ای به فارسی و انگلیسی داری، در هر دو صفحه تگ‌های hreflang برای “fa” و “en” قرار بده. اگر نسخه انگلیسی شما مخصوص آمریکا نوشته شده (مثلاً واحد پول دلار)، می‌توانی از کد “en-US” و برای نسخه انگلیسی بریتانیا از “en-GB” استفاده کنی. این کدها ترکیبی از کد زبان (ISO 639-1) و کد کشور (ISO 3166-1) هستند.

  • هر صفحه باید تگ hreflang خودش را نیز داشته باشد (self-referential). یعنی در لیست hreflangها، آدرس همان صفحه با زبان خودش هم ذکر شود. این کار به گوگل می‌گوید که این صفحه معادل خودش هم دارد (جلوگیری از سردرگمی).

  • تگ‌های hreflang را به صورت دوطرفه قرار بده. یعنی همان‌طور که از صفحه A به صفحه B با hreflang اشاره می‌کنی، در صفحه B هم باید hreflang صفحه A را معرفی کنی. نبود لینک متقابل ممکن است باعث نادیده گرفتن hreflang توسط گوگل شود.

  • یک مقدار ویژه به نام “x-default” وجود دارد که می‌توانی برای صفحه پیش‌فرض یا انتخاب زبان استفاده کنی. اگر صفحه‌ای داری که مخصوص هیچ زبان خاصی نیست (مثلاً یک صفحه ورودی که کاربر زبان را انتخاب می‌کند)، آن را با hreflang “x-default” مشخص کن تا گوگل بفهمد این صفحه نسخه عمومی است.

  • اگر از نقشه سایت (XML Sitemap) استفاده می‌کنی، می‌توان تگ‌های hreflang را داخل آن هم قرار داد که روش تمیزی است. در غیر این صورت، اضافه کردن آنها در <head> صفحات یا در هدر HTTP هم نتیجه یکسانی دارد.

به کارگیری درست hreflang جلوی بسیاری از مشکلات سئوی چندزبانه را می‌گیرد. این کار مطمئن می‌شود صفحه‌ی درست به دست کاربر درست می‌رسد و مثلاً یک کاربر ژاپنی صفحه ژاپنی سایت را در نتایج می‌بیند نه صفحه انگلیسی را. فراموش نکن که بعد از تنظیم hreflangها، می‌توانی در Google Search Console بخش International Targeting صحت شناسایی آنها را بررسی کنی (گوگل هر گونه خطا در تنظیم hreflang را آنجا گزارش می‌کند).

 

جلوگیری از محتوای تکراری و هدایت اشتباه

 

جلوگیری از محتوای تکراری و هدایت اشتباه

محتوای تکراری (Duplicate Content) کابوس هر وب‌مستری است. در سایت چندزبانه اگر دو صفحه در دو زبان مختلف داشته باشی، از دید کاربر محتوا متفاوت است ولی از دید الگوریتم‌های موتور جستجو ممکن است مشابه به نظر برسند (چون معنی رو درک نمی‌کنند). استفاده از hreflang که بالا توضیح دادیم، عملاً مشکل محتوای تکراری بین زبان‌ها را حل می‌کند و به گوگل می‌گوید این صفحات ترجمه‌ی هم هستند نه کپی بی‌ارزش. اما باز هم باید مراقب چند نکته باشی:

  • هر زبان در URL جداگانه: این نکته را دوباره تاکید می‌کنیم چون بسیار مهم است. هیچ‌وقت یک URL واحد را به دو زبان مختلف سرو نکن. اگر کاربر یا ربات گوگل به example.com رفت و محتوای انگلیسی دید، ولی کاربر دیگری همان آدرس را زد و محتوای فرانسوی دید (به خاطر تغییرات داینامیک)، گوگل در ایندکس کردن صفحاتت کاملاً گیج می‌شود. هر نسخه زبان باید آدرس خودش را داشته باشد.

  • استفاده از تگ کنونیکال (Canonical): در مواردی که بخش‌هایی از محتوای سایتت واقعاً برای زبان‌های مختلف یکسان است یا محتوای تکراری ناخواسته ایجاد شده، حتماً از <link rel="canonical"> استفاده کن تا نسخه اصلی را مشخص کنی. البته در حالت عادی وقتی صفحات ترجمه شده‌اند، نباید بین آنها canonical کراس‌زبان بگذاری (هر کدام کنونیکال خودش را داشته باشد کافیست). ولی اگر مثلاً دو نسخه انگلیسی آمریکا و انگلیسی بریتانیا داری که خیلی فرق ندارند، می‌توانی یکی را کنونیکال دیگری کنی یا حتی آنها را یکی کنی. به طور کلی کنونیکال ابزاری است برای جلوگیری از ایندکس صفحات تکراری که در سئوی چندزبانه نیز می‌تواند کمک کند محتواهای مشابه نظم پیدا کنند.

  • عدم استفاده از تغییر مسیر خودکار: وسوسه‌انگیز است که وقتی کاربر وارد صفحه اصلی سایت شد، بر اساس IP او را به نسخه کشور خودش بفرستی (مثلاً کاربر فرانسوی را به /fr/ هدایت کنی). اما این کار توصیه نمی‌شود؛ چون گوگل معمولاً از آمریکا سایتت را کرال می‌کند و ممکن است همیشه به نسخه خاصی redirect شود و نتواند بقیه زبان‌ها را ببیند. به جای تغییر مسیر اتوماتیک، بهتر است در صفحه اصلی سایت لینک یا منوی انتخاب زبان قرار دهی تا کاربر خودش زبان مورد نظر را انتخاب کند.

  • پاک کردن یا عدم ایندکس صفحات بی‌کیفیت: اگر برای برخی زبان‌ها محتوای کافی نداری یا بعضی صفحات در یک زبان عملاً خالی یا ناقص‌اند، بهتر است تا آماده نشده‌اند آنها را noindex کنی یا موقتاً حذف کنی. صفحاتی که ترجمه نشده‌اند یا محتوای ضعیفی دارند می‌توانند بودجه خزش و اعتبار سایت را هدر بدهند. (مفهوم بودجه خزش را در این مقاله به طور کامل توضیح داده‌ایم.)

  • ساختار لینک‌دهی داخلی منسجم: سعی کن در هر نسخه زبان، لینک‌های داخلی به صفحات همان زبان باشند. یعنی صفحات انگلیسی به سایر صفحات انگلیسی لینک دهند و صفحات فارسی به فارسی (البته به جز صفحه تغییر زبان). این کار به خزنده‌های موتور جستجو کمک می‌کند که ساختار هر بخش زبانی را جداگانه بهتر درک کنند. حتماً یک نقشه سایت مجزا برای هر زبان درست کن یا در نقشه سایت، URLهای هر زبان را مشخص کن.

با رعایت موارد بالا، مشکلات فنی عمده در سایت‌های چندزبانه به حداقل می‌رسد. خلاصه‌ی پیام این بخش این است: به موتور جستجو کمک کن تا ساختار چندزبانه سایتت را بفهمد و هیچ شکی در مورد نسخه‌های مختلف نداشته باشد.

 

لینک‌سازی و اعتبار دامنه در سئوی چندزبانه

تا اینجا درباره ساختار و محتوا و تکنیک‌های درون سایت صحبت کردیم. اما فراموش نکن که بخش مهمی از سئو مربوط به سئو خارج از سایت (Off-Page SEO) و لینک‌سازی است. در فضای چندزبانه، لینک‌سازی هم باید رنگ‌وبوی بین‌المللی بگیرد. منظور چیست؟ یعنی اگر می‌خواهی نسخه اسپانیایی سایتت در گوگل اسپانیا رتبه خوبی بگیرد، بهتر است از سایت‌های اسپانیایی زبان لینک بگیری. یا مثلاً برای موفقیت نسخه عربی، دریافت بک‌لینک از سایت‌های معتبر عرب‌زبان بسیار مفید خواهد بود.

بک‌لینک‌هایی که از سایت‌های محلی و هم‌زبان به صفحات شما داده می‌شوند، از دو جهت ارزشمندند: یکی اینکه گوگل متوجه می‌شود محتوای شما در آن زبان آنقدر مفید بوده که سایت‌های محلی به آن لینک داده‌اند (پس ارزش نمایش در نتایج را دارد)، دوم اینکه کاربران محلی هم از طریق آن لینک‌ها به سایت شما سرازیر می‌شوند که خودش باعث افزایش ترافیک و شناخت برند شما در آن جامعه می‌شود.

برای لینک‌سازی بین‌المللی یک استراتژی خوب این است که کشور به کشور و زبان به زبان برنامه‌ریزی کنی. ابتدا بررسی کن در هر بازار هدف، چه وب‌سایت‌ها، انجمن‌ها یا رسانه‌هایی مرتبط با حوزه کاری تو هستند. یک لیست از سایت‌های معتبر محلی تهیه کن. سپس به فکر راه‌هایی برای گرفتن لینک از آنها باش. این راه می‌تواند رپورتاژ آگهی در یک بلاگ محلی باشد، یا نوشتن یک مطلب مهمان (Guest Post) در وب‌سایت آن‌ها، یا حتی همکاری‌های تجاری و تبادل محتوا.

همچنین آنالیز بک‌لینک رقبا در هر کشور ایده‌های خوبی به تو می‌دهد. ببین رقبای تو (یا سایت‌های مشابه) در آن زبان از کجاها لینک گرفته‌اند. شاید یک انجمن تخصصی وجود دارد که کاربران آن زبان درباره محصولات یا خدمات شما صحبت می‌کنند و می‌توان در آن حضور فعال داشت. یا یک دایرکتوری محلی معتبر که می‌توان سایت را در آن ثبت کرد. این کار را برای هر زبان انجام بده چون ممکن است منابع لینک در هر جامعه متفاوت باشند.

وقتی فرصت‌ها را شناسایی کردی، باید محتوایی ارائه دهی که به درد همان جامعه بخورد. مثلاً یک اینفوگرافیک با داده‌های جالب جهانی را اگر به چند زبان ترجمه کنی و به مطبوعات محلی هر کشور بفرستی، شانس گرفتن لینک از آنها را خواهی داشت. یا یک وایت‌پیپر تخصصی که مشکل خاصی از کاربران آن کشور را حل می‌کند می‌تواند کلی بک‌لینک ارگانیک جذب کند.

در بحث لینک‌سازی چندزبانه به یاد داشته باش:

  • کیفیت مهم‌تر از کمیت است، آن هم کیفیت در همان زبان و کشور. یک لینک از سایت معتبر فرانسوی برای صفحه فرانسوی‌ات خیلی مؤثرتر از ده‌ها لینک از سایت‌های بی‌کیفیت انگلیسی است.

  • در هنگام کمپین‌های outreach (ارتباط‌گیری) حتماً به زبان خودشان صحبت کن. ایمیل‌ها یا پیام‌های درخواست همکاری را به زبان مقصد بنویس (یا از مترجم کمک بگیر) تا احتمال پاسخ و تعامل بیشتر شود.

  • صبور باش. لینک‌سازی یک فرآیند تدریجی است؛ به خصوص وقتی چندین جامعه هدف را پوشش می‌دهی. شاید لازم باشد برای هر کدام تقویم محتوا و برنامه جدا تنظیم کنی.

در مجموع، همان‌طور که در سئو تک‌زبانه لینک‌سازی از ارکان اصلی است، در سئو چندزبانه هم باید برای هر زبان اعتبار و اعتماد کسب کنی. خوشبختانه اگر ساختار سایتت به شکل پوشه زیر یک دامنه باشد، اقتدار دامنه میان زبان‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود و مقداری از لینک‌های هر زبان به کل سایت قوت می‌دهد. با این حال، برای صدرنشینی در نتایج هر زبان، بهتر است از محیط همان زبان هم رأی اعتماد (لینک) داشته باشی.

پایش و تحلیل عملکرد سئو در سایت‌های چندزبانه

 

 

پایش و تحلیل عملکرد سئو در سایت‌های چندزبانه

سئوی سایت چندزبانه یک پروژه «یک‌بار انجام بده و تمام» نیست. بعد از اینکه همه چیز را پیاده‌سازی کردی، لازم است مرتباً وضعیت هر زبان را زیر نظر بگیری و بر اساس داده‌ها استراتژی خود را تنظیم کنی. ممکن است برخی زبان‌ها رشد خیلی خوبی داشته باشند و برخی عقب بمانند؛ یا بعضی روش‌هایی که در یک کشور جواب داده، در کشور دیگر موثر نباشد. برای اینکه دید روشنی داشته باشی، از ابزارهای تحلیلی کمک بگیر.

اول از همه، در گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) یا هر ابزار آمار دیگری که استفاده می‌کنی، تفکیک زبان/کشور را فعال کن. مثلاً در GA4 می‌توانی گزارش‌هایی بر اساس پارامترهای URL (پوشه زبان) یا دامنه تنظیم کنی که ببینی ترافیک هر بخش زبانی چقدر است، نرخ پرش کاربران آن زبان چقدر است، چقدر زمان می‌گذرانند و … . این مقایسه‌ها نشان می‌دهد که آیا کاربران همه زبان‌ها تعامل خوبی با سایت دارند یا مثلاً کاربران یک زبان زود از سایت خارج می‌شوند (که شاید نشانه مشکل در آن نسخه است).

ابزار مهم بعدی Google Search Console است. پیشنهاد می‌کنم اگر از زیردامنه برای هر زبان استفاده کرده‌ای، حتماً برای هر زیردامنه یک پروفایل جدا در سرچ کنسول بسازی. اگر هم از زیرپوشه استفاده می‌کنی، می‌توانی از قابلیت فیلتر URL یا بخش Country در قسمت Performance بهره ببری تا داده‌های یک زبان خاص را ببینی. سرچ کنسول به تو نشان می‌دهد در هر زبان صفحات سایتت با چه کلمات کلیدی دیده می‌شوند، میانگین رتبه‌شان چیست و نرخ کلیک چگونه است. حتی اگر خطایی در ایندکس یا تگ‌های hreflang داشته باشی، در بخش Coverage یا International Targeting گوشزد می‌کند.

حالا فرض کنیم داده‌ها را جمع کرده‌ای. گام بعدی تحلیل مقایسه‌ای است. ببین مثلاً نسخه انگلیسی سایت در مقایسه با نسخه فارسی چقدر ترافیک ارگانیک دارد؟ اگر بسیار کمتر است، بررسی کن مشکل از کجاست: آیا محتوایش به کیفیت نسخه فارسی نیست؟ آیا بک‌لینک کمتری به انگلیسی داری؟ یا شاید کلمات کلیدی اشتباهی را هدف گرفته‌ای. یا برعکس اگر مثلاً کاربران نسخه اسپانیایی زمان ماندگاری بیشتری دارند و نرخ تبدیل بهتری نسبت به کاربران نسخه آلمانی دارند، ببین چه تفاوتی در محتوا یا تجربه آن دو نسخه وجود دارد.

این پایش مستمر کمک می‌کند نقاط قوت و ضعف هر زبان را بشناسی. ممکن است متوجه شوی در یک کشور خاص رقبا خیلی قوی هستند و نیاز به محتوای بیشتری داری، یا در زبانی دیگر یک فرصت عالی کلمه کلیدی پیدا کنی که رقبا از آن غافل بوده‌اند. بدون داده، همه اینها حدس و گمان است اما با تحلیل داده‌ها می‌توانی تصمیمات مستند و مطمئن بگیری.

در یک کلام: موفقیت در سئوی چندزبانه نیازمند چرخه‌ی مداوم اجرا و پایش است. اجرا کن، داده‌ها را بسنچ، و دوباره استراتژی را تنظیم کن.

 

در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی در سئو چندزبانه

 

در نظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی در سئو چندزبانه

سئو در vacuum اتفاق نمی‌افتد؛ یعنی فارغ از انسان‌ها و فرهنگ‌شان نیست. وقتی محتوای یک سایت را برای چند زبان آماده می‌کنی، باید حواست باشد که فرهنگ و عادات کاربران هر زبان می‌تواند متفاوت باشد و این موضوع روی موفقیت محتوای شما اثر دارد. اینجاست که پای مباحثی فراتر از کلمات کلیدی و تگ‌های HTML به میان می‌آید.

برای مثال، لحن و ادبیات مناسب در هر زبان فرق می‌کند. شاید مخاطب فارسی لحن نیمه‌رسمی و داستان‌گویانه را دوست داشته باشد، اما مخاطب آلمانی ترجیح دهد متن کاملاً رسمی و مستقیم باشد. یا در طراحی صفحه ممکن است رنگی که در یک فرهنگ نشانه شادی است در فرهنگ دیگر معنای منفی داشته باشد. مثلاً رنگ سفید در برخی کشورهای شرق آسیا رنگ سوگواری است در حالی که در غرب نماد پاکی و عروسی است. اگر در تصاویر سایت از مفاهیم فرهنگی خاصی استفاده می‌کنی (مثل لباس سنتی، غذاها، نشانه‌های مذهبی و …)، توجه کن که در هر جامعه چگونه برداشت می‌شود.

از لحاظ سئو، تفاوت‌های فرهنگی به طور غیرمستقیم تاثیرگذارند. چرا که اگر محتوای تو با ذائقه مخاطب هم‌خوان نباشد، engagement (درگیری کاربر با محتوا) پایین می‌آید، ممکن است زود صفحه را ببندد یا کمتر به اشتراک بگذارد؛ و این موارد به مرور سیگنال‌های منفی به گوگل ارسال می‌کند. برعکس، وقتی کاربر احساس کند سایت را “برای او” ساخته‌ای، اعتمادش بیشتر می‌شود و تعاملش هم بالا می‌رود.

بنابراین سعی کن در فرآیند تولید محتوا و حتی سئو، یک مشاور یا همکار آشنا به هر فرهنگ داشته باشی. حداقلش این است که قبل از انتشار محتوا در یک زبان، از یکی-دو نفر متعلق به آن فرهنگ فیدبک بگیری. شاید نکته‌ای را متوجه شوند که از دید تو پنهان بوده. مثلاً یکی از دوستان من که یک سایت چندزبانه را مدیریت می‌کرد تعریف می‌کرد که ابتدا CTAهای سایت را در همه زبان‌ها کاملاً یکسان ترجمه کرده بودند (“همین حالا خرید کنید!”)؛ اما بعداً فهمیدند کاربران ژاپنی به CTAهای خیلی مستقیم واکنش خوبی نشان نمی‌دهند و باید ملایم‌تر بیان شود. این یک نکته ریز فرهنگی است که در نرخ تبدیل اثر داشت.

در مجموع، احترام به تفاوت‌های فرهنگی و محلی‌سازی نه تنها در متن و ترجمه بلکه در استراتژی کلی سئو اهمیت دارد. حتی در لینک‌سازی که گفتیم، ممکن است در یک کشور نتورک‌های خاصی برای لینک گرفتن مرسوم باشد که در کشور دیگر بی‌معنی است. یا شبکه‌های اجتماعی که برای اشتراک‌گذاری محتوا مهم‌اند بین کشورها متفاوت باشند (مثلاً فیسبوک در برخی کشورها محبوب است و در برخی دیگر تلگرام یا واتساپ).

خلاصه اینکه کاربران هر زبان را بشناس. سعی کن محتوایی ارائه دهی که با ارزش‌ها و علایق آنها هم‌سو باشد. اگر لازم است در صفحات فرود متفاوت برای کشورهای مختلف طراحی کنی، این کار را انجام بده. این کار شاید فراتر از تعریف کلاسیک “سئو” باشد، ولی قطعاً روی نتیجه سئوی تو اثر مثبت خواهد گذاشت.

 

جمع‌بندی

مدیریت سئوی سایت‌های چندزبانه ممکن است در ابتدا پیچیده به نظر برسد، اما با تدوین یک ساختار اصولی و توجه هم‌زمان به جنبه‌های فنی و محتوایی می‌توان نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورد. هدف اصلی این است که هر کاربر با هر زبان و فرهنگ به مناسب‌ترین نسخه محتوا دسترسی داشته باشد. برای این کار باید ساختار سایت را هوشمندانه انتخاب کنی، برای هر زبان تحقیق کلمات کلیدی جداگانه انجام بدهی، محتوا را صرفاً ترجمه نکنی بلکه بومی‌سازی واقعی انجام دهی، تگ‌های hreflang را به‌درستی پیاده‌سازی کنی، برای هر زبان URL مستقل داشته باشی، لینک‌سازی در هر بازار محلی را جدی بگیری و همواره عملکرد نسخه‌های مختلف سایت را با ابزارهای تحلیلی ارزیابی و بهینه کنی. همچنین ضروری است تجربه کاربری هر زبان را با توجه به تفاوت‌های فرهنگی به‌گونه‌ای طراحی کنی که کاربر احساس کند سایت دقیقاً برای او ساخته شده است. با رعایت این اصول، یک سایت چندزبانه می‌تواند به جایگاهی قدرتمند در سطح بین‌المللی برسد و مخاطبان متنوع را بدون افت کیفیت جذب و حفظ کند.

 

کلام آخر

اگر احساس می‌کنید سایت چندزبانه‌تان برای گوگل گیج‌کننده است، صفحات زبان‌های مختلف درست ایندکس نمی‌شوند، یا کاربران خارجی به‌درستی به نسخه مناسب هدایت نمی‌شوند، وقت آن رسیده که ساختار چندزبانه سایتتان را استانداردسازی کنید.
من، سینا رنجبر، متخصص سئو و موسس گلدن رشد، می‌توانم معماری زبان‌ها، تنظیمات hreflang، مسیرهای URL، ساختار محتوا و استراتژی سئو بین‌المللی شما را به‌صورت دقیق بررسی و اصلاح کنم تا گوگل به‌درستی زبان و کشور هدف هر صفحه را بشناسد و سایتتان به کاربران جهانی بهتر نمایش داده شود.

اگر می‌خواهید خطاهای سئو چندزبانه را حذف کنید، از رقبا در بازارهای بین‌المللی جلو بزنید و نسخه‌های مختلف زبان‌تان رتبه بهتری در گوگل بگیرند، همین حالا درخواست مشاوره تخصصی سئو ثبت کنید تا یک تحلیل جامع، حرفه‌ای و اختصاصی برای بهینه‌سازی سایت چندزبانه‌تان دریافت کنید.

اشتراک گزاری:
sinaranjbarSEO
نوشته شده توسط

موسس آژانس سئو گلدن رشد هستم. سال‌هاست که به‌طور تخصصی در حوزه‌ی بهینه‌سازی موتورهای جستجو فعالیت می‌کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *